زمستان سرد و تاریک می رود

 آن خشکی بی تاب باغچه می رود

 تا دوباره شکوفه های روشن

 به رنگ سفید و صورتی در آیند

  آرام آرام حس دوباره رویش را

  بر چشمانت جلوه گر سازند

  هر کدام بوی آشنای آمدن بهار

  را به خانه ها مژده دهند

  تا دشت های پر گل و پروانه های آزاد

  شادمانه از شکوه دوباره لبخند زنند

  و به پرواز در آیند

  باز برای دیدار دوباره

  آفتاب بی قرار و بی تاب

  لحظه شماری کنند تا موسم دیدار

  فرا رسد و خورشید چهره اش را

  بر آسمان نمایان کند